------------------------------------------
شاید سکوت پایان خوبی باشد برای دره ای که سراپا سکوت است.
.
شاید سکوت پایان خوبی باشد برای غریب آشنایی :
.
که تمام حرف های دلش در لفافه بود و ناگفته ماند،
.
که قلبش پر از تپش بود و لبریز از سخن و لبش خاموش،
.
که چشم هایش شوق داشت وغم و اشک،
.
که هیچ نبود و هیچ نداشت جز یک دل برکه ای کوچک که در آن امید بود و عشق،
.
که تنها بود و تنها بود و تنها.
.
برای غریب آشنایی که از هر آنچه بر او گذشت فقط دانست
.
که برای بودن هدفی لازم است و برای رسیدن به هدف راهی،
.
و برای در راه بودن و در راه ماندن - آن هم در این شوربای چند رنگ دنیا-
.
فقط مبارزه لازم است،
.
نه مبارزه با کسی یا چیزی
.
که مبارزه با درون و نفس خویش،
.
و گاه مبارزه با احساس و دل خویش - آن هم طوری که نابود نشود و از بین نرود-
.
...
.
وشاید حتی سکوت آغاز خوبی باشد برای دوباره بودن و نو شدن.
.
...
.
...
.
...
.
حرفی نیست چون بها نه ای نیست.
.
هر چند که همواره بهانه ها دست به قلمم نکرده اند اما اینبار ...
.
اما اینبار سکوت را به واژه ارجح می بینم که حرف های دل را گاه محرم و مرهمی جز
.
خود دل نیست.
.
...
.
تا آن نمی دانم کی ای که دوباره سکوت کلمه شود و حرف و سخن،
.
حق یارتان.
.
دلتان شاد.
.
.
| لینک |
